نامه

نامه ام ، دست خط ی، ناگزیر، دست ملتی افتاد
ملت ... یعنی صدای که تکثیر می شود بین همه جماعت

گفتند، نه سنگ پرانی یم کردند ...رجم می گویند ش
که به تاریخ ... قدمت ... فرهنگ ما پریده ای ..
آسمان مان را تیره کرده ای
گفتم شان
آنچه دیدم ، شندیده ام حس کردم
در کوچه خیابان تان
را تقریر می کنم
فریاد برآوردند که
از خون آنیم و آنِ آنیم ....
ناله برآوردم که آن آن ت ان چه کرد
گو نکرده تقدیر بر حیات شان فایق آمد و
از پس نا توانی تان شهید نامیدش
گفت به گزافه کفر می گوید
سنگ آخرین را به گیج گاه م فرود آورند...
سالها بعد
دیدم که یکی حکاکی می کند بر سر مزارم
شهید ....

 

 

/ 0 نظر / 13 بازدید